بازیهای ویدئویی پراز محتوا و مطالب پرمغز هستند. جالب است بدانید که کارآفرینان از بازیهای ویدئویی هم درس می آموزند. در این مقاله کوتاه آنرا بررسی خواهیم کرد:
الف: پیشنیازهای علمی و فنی آن کسبوکار را بیاموزید.
آیا تابحال یک بازی استراتژیک یا تاکتیکی انجام دادهاید که دیگران برایتان از ریز تا درشتش را بازی کنند و شما صرفاً تماشاچی بوده باشید؟ آیا در بازیهای کوآپ و تیمی تنها با تماشای محض پیروز شدهاید؟ مثلاً فقط داد و بیداد کرده باشید و دیگران بازی کرده باشند؟ مثل سرکارگرهای شلاق بهدست فراعنهٔ مصر!
اصلاً مهم نیست که حرفهای نیستید. ولی اگر هنوز کسبوکار تخصصیان را بخوبی نمیشناسید در معرض مشاورههای مدعیان بیتخصصی هستید که دربارهٔ کار شما نظر غیرکارشناسانه میدهند.
اگر بخشهای زیرساختی کسبوکارتان برایتان گنگ و مبهم است دو راه دارید:
- راه اول این است که همان اول بیخیال آن کسبوکار شوید. چون شاید با توسل به لطایفالحیلی مدتی در آن کار بمانید اما دیر یا زود باید با تحمل زیان و مشقت فراوان ترکش کنید. هر چه دیرتر مشقت بیشتر.
- راه دوم این است که به یادگیری اصول زیرساختی شغل خود بپردازید. همه چیز را رها کنید و آموزش ببینید. علوم و فنون پیشنیاز شغلتان را بیاموزید.
ب: به خودتان دروغ نگویید.
هیچکس همه چیز را نمیداند. ولی هر کس شغلی را که مدعییش است بخوبی میشناسد و در آن تبحر دارد. اگر مثلاً مدعی آنید که فروشندهٔ خوبی هستید ولی در عمل دیگران کالا یا خدمات شما را میفروشند شما فروشنده نیستید. اگر مدعی برنامهنویسبودنید ولی تکهکدهای این و آن را از استکاورفلو یا منابع دیگر بهم میچسبانید و وصله پینه میکنید برنامهنویس نیستید، شاید نهایتاً کدوصلهزن باشید. اگر مدعی مدیریت هستید ولی هیچکس را در عمل مدیریت نمیکنید پس مدیر نیستید، شاید نهایتاً مبصر باشید یا جلوی دیگران ادای مدیران را درمیآورید. به خودتان دروغ نگویید. پس از مدتی درغگویی به خودتان به خودتان میآیید و میبینید که کسبوکارتان بخاطر اهمالکاری در یادگیری اصول اساسیش از هم پاشیده و دورتان خالی شده. کسی مدیر بیدانش را جدی نمیگیرد.
اگر میخواهید کاری را شروع کنید که دیگران قرار است کار کنند و شما، بدلیل عدم اشراف بر آن کار، نظارهگرید و نه مدیر میبایست قید آن کار را بزنید وگرنه خودتان خودتان را سنگقلاب میکنید.
ج: کارکردن میبایست تفریح باشد.
بیایید با هم روراست باشیم. افراد موفق سخت کار نمیکنند تا پول زیادی دربیاروند. آنهایی که کارکردشان پُربازده است از شغلشان لذت میبرند چون در حین کار ارتباطات اجتماعی مستحکمی را میسازند و از کارهای محوله حظ میبرند.
مردم شبیه شغلشان هستند و شغلشان آینهٔ تمامنمای شخصیتشان است. شاید بهخاطر جبر روزگار مدتی را در پیشهای بسر ببرند ولی درنهایت بسوی همان کسبوکاری سوق پیدا میکنند که با روحیه و شخصیتشان همخوانی کامل دارد.
بازیهای دیجیتال نیاز به تفکر نقادانه، مدیریت گروههای بزرگ و مدیریت اشخاص دارند، تقریباً هر چیزی که در یک محیط کسبوکار به آن نیاز است. همچون یک بازی عالی، یک شغل عالی هم چالشبرانگیز و درعینحال دربردارندهٔ پاداش است.
اگر شغل کسی خیلی ساده یا خیلی سخت باشد پس از مدتی از آن متنفر میشود. هنگام انتخاب شغل میبایست مراقب سطح دشواریش بود. عامل استحکامبخش ارتباطات اجتماعی باید در کسبوکار نقش پررنگی داشته باشد چون این عامل از پولساز بودن آن شغل برای ادامهدادنش مؤثرتر است.
چ: تنوع و مکملبودن رمز پیروزی است.
در بازیهای دیجیتال سه نقش اساسی وجود دارد: یورشبرنده، مدافع و درمانکننده. هر یک از این سه نقش قدرتها و ضعفهای ویژهٔ خودش را دارد. بدون وجود نقشهای مکملِ یکدیگر، تیم قطعاً خواهد بخت. این اصل در زندگی واقعی نیز بهمین شکل اعمال میشود.
اگر یکی از اعضای تیم نقشی در پیشبرد تیم بازی نمیکند چرا باید با او همکاری کرد؟ او را با یک همتیمی مستعد عوض کنید. دنیای پیش روی کسبوکارها دنیای تحول دیجیتال است و با سازوکارهای سنتی همخوانی ندارد. در کسبوکارهای دیجیتال جایی برای کسانی که سواد دیجیتالِ کارشان را ندارند وجود ندارد.
اگر همه در تیم جادوگر باشند آن تیم بازنده است. پیشینههای متنوع و سوابق مکمل باعث بُرد میشود.
ویدیوگیم تنها عرصهای است که در آن یک کودک دوازدهساله، یک پزشک سالخوردهٔ هفتادساله و یک خانم موسیقیدان سیساله دوشادوش همدیگر برای حل یک مسألهٔ واحد همکاری میکنند. هر چند این همتیمیها بیرون از بازی نمیتوانند با همدیگر ارتباط برقرار کنند ولی در حین بازی مکمل همدیگرند.
ه: فرهنگ خطرپذیری راه کامیابی را هموار میکند.
در بازیهای کامپیوتری، تقریباً همیشه باید مسألهای را حل کرد. حل این مسائل مستلزم خطرپذیری، تکرار، آزمون و خطا و پذیرش اشتباهات گذشته است.
هنگامیکه با بازیکردن میآموزید که اشتباهکردن نهتنها قابلقبول است بلکه باید منتظر رخدادنش نیز بود، تلویحاً، فرهنگ خطرپذیری را میپذیرید. این فرهنگ به رشد تفکر خلاقانه میانجامد و تفکر خلاقانه شما را به کشف جهانهای تازه و راهحلهای جایگزین و جدید میکشاند.
بهجای اینکه طبق دستورالعملی از پیشتعیینشده و بشکل روتین کاری را به کارکنان یا همکارانتان واگذار کنید آنها را با نهادینهکردن فرهنگ خطرپذیری به انجام کار به شیوههای نو و گوناگون تشویق کنید.
یه همتیمیهایتان اجازه بدهید که افقهای جدیدی را در کارشان کشف کنند. آنها را آزاد بگذارید تا استعدادهای نهفتهٔشان را بیدار کنند. در این صورت، همه با هم رشد میکنید و استارتآپ رشدی لگاریتمی را تجربه خواهد کرد.
انجام دادن یک کار، از نو و دوباره با شیوهای تازه، همیشه باعث رشد است.
در نتیجه:
بازیهای ویدئویی میتوانند منبع ارزشمندی از الهام و یادگیری برای کارآفرینان باشند. از طریق یادگیری و درک اصول علمی و فنی، صداقت در ارزیابی تواناییها، لذت بردن از کار و تنوع نقشها در تیم، میتوان پایههای یک کسبوکار موفق را بنا نهاد. همچنین، ایجاد فرهنگ خطرپذیری و ریسکپذیری در محیط کار به بهبود خلاقیت و نوآوری کمک میکند. در نهایت، بهرهبرداری از این آموزهها میتواند مسیر موفقیت را هموار کند.
در دنیای بازیهای ویدیویی، یادگیری از اشتباهات یک بخش کلیدی برای رشد و نوآوری است. ترویج فرهنگ خطرپذیری در محیط کار به تیمها اجازه میدهد تا افقهای جدیدی را کشف کنند و با آزمایش و آزمون، راهحلهای خلاقانهتری پیدا کنند. از این طریق، نه تنها توانمندیهای فردی شکوفا میشود، بلکه کل تیم بهطور همزمان رشد میکند. تشویق همتیمیها به امتحان روشهای نوین و پذیرش اشتباهات، به آنها آزادی و انگیزه میدهد تا بیشتر خلاقیت به خرج دهند. این رویکرد میتواند استارتاپها را به موفقیتهای بزرگی برساند و آنها را در مسیر رشد قرار دهد. در نهایت، تکرار و تلاش مداوم برای بهبود و یادگیری از تجربیات گذشته، کلید دستیابی به موفقیتهای بزرگ است.